آمار و اطلاعات
نویسندههای مورد علاقه
نویسندهای انتخاب نشده
آخرین دیدگاهها
به نقل ازویکی پدیا:
چندین سال است که دستخطی منتسب به امیرکبیر[۷] دست به دست میچرخد و در سایتها و وبلاگهای فارسی تکثیر میشود. نامه بدون تاریخ مزبور که خسرو معتضد[۸] از آن با عنوان «سند» یاد کردهاست، به نامهایی چون «موثق الدوله» به عنوان حاکم قم و عمه ناصرالدین شاه... اشاره نموده و در مجلس ششم توسط مهدی کروبی هم قرائت شدهاست.
ایرج افشار (در شماره ۳۱ مجله بخارا و در بخش پارهها و تازههای ایرانشناسی) نصرالله حدادی در روزنامه اعتماد[۹] انتشار این عریضه به افتخار امیرکبیر را به این دلایل زیر سئوال بردهاست:
این نامه بدون تاریخ، که برخلاف مکاتبات عهد قاجار پر از نقطه و ویرگول و... است. در هیچ یک از کتب معتبری که درباره امیر کبیر نوشته شده وجود ندارد.
هشتاد نامه امیرکبیر به ناصرالدینشاه، به مناسبت روز اسناد ملی رونمایی شده و در معرض دید همگان قرار گرفتهاست.
عباس اقبال آشتیانی و دکتر فریدون آدمیت در کتبی که در مورد امیرکبیر نوشتهاند، کوچکترین اشارهای به نامه وی در مورد عمه ناصرالدین شاه ندارند. در مجموعه مکاتبات امیرکبیر هم که آقای سیدعلی آل داوود، تدوین و نتظیم نموده و در دسترس است، نشانی از به اصطلاح سند مزبور نیست.
در کتاب اسناد و نامههای امیرکبیر کپی دستخط وی موجود است. شیوه خط و پیچ و خم کلمات آن دستخط ساختگی کوچکترین شباهتی با خط امیرکبیر ندارد.
زمان امیرکبیر هیچکس طهران را با ت نمینوشته، هنوز فرهنگستان زبان و ادب فارسی تأسیس نشده بود که بر املای تهران با ت (به جای طا) تأکید کند.
نامههای امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه با عباراتی چون «قربان خاکپای همایون مبارکت شوم» آغاز میشد و جاعل آن به اصطلاح سند نمیداند که «قربانت شوم» برای طبقه خاصی به کار میرفت.
آخر نامه فوق، تقی امضا شدهاست. امیرکبیر نامههای خودش را با «هو» آغاز میکرد و مکاتبه با شاه را با جمله «زیاده جسارت نورزید، باقی الامر همایون مطاع» و نظایر آن به پایان میبرد.
در نامه جعلی مورد بحث خطاب به ناصرالدین شاه، گفته شده «سخن هزل بر زبان راندهاید»، اما در پایان اضافه شده: زیاده جسارت است!
امیر کبیر در نامهها از همسرش با عنوان «ملکزاده خانم» و گاهی «خانم» اسم میبرد و هیچگاه در هیچ یک از مراسلات او به شاه حتی هنگام گله از همسرش او را «همشیره همایونی» خطاب نمیکرد.
در اوائل عصر ناصری کسی که لقب موثقالدوله داشته باشد حاکم قم نبوده و شاهزاده معزول موثق الدوله وجود خارجی ندارد.
بعد از میرزا فضل الله، (برادر میرزا آقاخان نوری صدراعظم) که حاکم قم بود، عباس میرزا ملکآرا برادر کوچکتر ناصرالدین شاه، حاکم قم بود. (از آنجا که ناصرالدین شاه به منظور دور کردن او از پایتخت به او حکومت قم را داده بود، امیرکبیر در نامهای فرمان شاه را نقض کرد اما نظر شاه بر ابقای او در قم تغییری نکرد)
در میرزا تقی خان امیرکبیر
· 12 سال پیش
1 نفر
نامهی منتسب به امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه اولین بار به صورت رسمی توسط خسرو معتضد در برنامه “پلی به گذشته” معرفی شد و سپس در بسیاری از سایت های خبری و شبکه های اجتماعی دست به دست شد. برای نمونه آنرا در سایت خبری تابناک ببینید.
متن نامه به شرح زیر است:
قربانت شوم الساعه که در ایوان منزل با همشیرهی همایونی به شکستن لبهی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثقالدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کردهبودم به توصیهی عمهی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان راندهاید. فرستادم او را تحتالحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که ادارهی امور مملکت به توصیهی عمه و خاله نمیشود.
زیاده جسارت است، تقی!
اما روزنامهی اعتماد به قلم نصرالله حدادی آن را به دلایل زیر جعلی و فاقد اعتبار میداند:
۱- این سند در هیچ یک از کتب معتبری که دربارهی امیر فقید نگاشته شده یا اسناد و مدارک و نامههایی که تا به امروز از او به چاپ رسیده مشاهده نشده است.
۲- هیچ شباهتی بین خط اصلی امیر، با این سند جعلی وجود ندارد.
۳- امیر حتی در روزگار تبعید نیز نامهی عتاب آلود و تهدیدآمیز و ملامت انگیز به شاه ننوشت، چه رسد هنگامی که در اوج قدرت بود.
۴- نامه فاقد تاریخ است و اکثر نامههای امیر – آن هم در صورت صحت – در شرایط خلاف رأی همایونی رای جستن، چگونه قید تاریخ ندارد؟
۵- استفاده از علاماتی مثل نقطه، ویرگول و… در مکاتبات عهد قاجار و به خصوص در دوران امیر مرسوم نبوده است.
۶- نام شاهزادهی معزول اولاً مغشوش نوشته شده و میتوان آن را موثقالدوله، مؤیقالدوله و مویقالدوله خواند که چنانچه موثقالدوله درست باشد، دو نقطهی زیر آن برای چیست؟
۷- با تمام جستوجویی که در میان کتابهای معتبر عصر قاجار به عمل آمد، به چنین نامی- حتی موثق الدوله – برنخوردم.
۸- امیر همواره همسر دومش و خواهر ناصرالدین شاه را ملک زاده خانم خطاب می کرد و در مراسلات از او نام می برد و هیچگاه در هیچ یک از مراسلات او به شاه، حتی هنگام گله از عزت الدوله، او را «همشیرهی همایونی» خطاب نمیکرد.
۹- امیر همواره نامههایش را با رقم مهر «میرزامحمدتقی خان»، «محمد تقی بن محمد قربان»، «المتوکل علی الله محمدتقی»، «عبده الراجی محمدتقی» و «لا اله الا الله الملک الحق المبین محمدتقی» ممهور میساخت و دیده نشده که در مراسلاتی که از او باقی مانده، «تقی» مهر و امضا کند.
در میرزا تقی خان امیرکبیر
· 12 سال پیش
1 نفر
سلام دوستان
هرچند می گویند آزادی بیان ولی بیان حتماً باید دارای استدلال ومنطقی وقابل دفاع باشه.
هرشخص می تونه درباره ی خودش و عملکردش نظر بده و اون رو تایید ویا نقد کنه ( این موضوع شخصی محسوب می شه)ولی زمانی که پای نقد و یا اظهارنظر درمورد شخص و یا حوادث و یا تاریخ جامعه پیش میاد مسلماً فرد باید دارای تخصص وتجربه باشه .
آقای پورپیرار بارها خودش رو بی سواد معرفی کرده اگر منظور ایشون شکسته نفسیه که این در مورد اظهارات ایشون صدق نمی کنه زیرا ایشون باید اول خودش و سوابقش رو معرفی کنه ؛ فردی که نظرات بسیاری از ایران شناسان رو به باد استهزاء می گیره باید از نظر علمی هم طراز آنها ویا بالاتر باشه.
باخوندن چندتا کتاب و جزوه به کسی محقق و اندیشمند نمی گن جالب تر اینکه آقای پورپیرار درتمامی زمینه های تاریخی اظهار وجود و اظهارنظر کرده که لازمه هر کدوم سالها تلاش و تحقیق هست ؛ حال این شخص چگونه و با چه استنادی این کار رو انجام می ده جای سئواله
به طور مثال ایشون درجایی با توجه به مصرف مصالح جدید درترمیم آثار باستانی و تنها به همین دلیل این آثار ازجمله کعبه زرتشت رو فاقد وجاهت تاریخی می دونه در صورتی که با توجه به زمان و شرایط محیطی زمان مورد بحث ( دوران رضاخان) و با توجه به اینکه اصولاً درآن زمان دانش ترمیم بافت های تاریخی درجهان پیشرفت چشمگیری نداشته چه رسد به ایران و استفاده از مواد اولیه محلی دلیل قاطعی نیست.
تاریخ منبع زایش فرهنگ هست و اگر می خواهید جامعه ای رو بسوی فنا هدایت کنید فرهنگ جامعه رو هدف بگیرید ، متاسفانه این شخص هویت فرهنگی یک جامعه رو به بازی گرفته و براحتی و با درنظرگرفتن تئوری توطئه نوعی ذهنیت دایی جان ناپلئونی رو درجامعه ایجاد می کنه
هرچند که نظرات ایشون مورد توجه باستان شناسان و تاریخ نویسان قرارنمی گیره ولی مثل موریانه می تونه با گذشت ایام آثار تخریبی و بهانه برای ترورهای فرهنگی برای برخی جوامع فاقد هویت که در اطراف کشورما به وفور پیدا می شه ایجاد کنه
در دوازده قرن سکوت : تاملی در بنیان تاریخ ایران
· 13 سال پیش
4 نفر
[quote='ارکیده تنها']حداقل رضا شاه از هیچ به پادشاهی رسید کسی که سرباز معمولی بود و سپس شاه شد اینکه دست بیگانگان رو از امتیاز نفت کوتا کرد و تونست تو سازمان ملل در برابر شکایت دولت بریتانیا ایستادگی کنه و بگه که شکایتی که علیه ایران از طرف کمپانی بریتانیاست نه دولت اون و تونست حق چندین ساله امتیاز نفتی رو که کمپانی نداد بعلاوه جریمه دریافت کنه درست که اون دیکتاتور بوده ولی به نظر من به نفع ایران هم خیلی کارها انجام داده و متاسفانه ما فقط بدی هاشو میگیم[/quote]
رضاشاه و سازمان ملل
من تا امروز فکر می کردم سازمان ملل بعد از جنگ جهانی دوم تشکیل شد!!! دوست گرامی سازمان ملل در پایان جنگ جهانی دوم و از سوی کشورهای پیروز در آن جنگ شکل گرفت .
در ایران: برآمدن رضاخان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها
· 13 سال پیش
0 نفر
منظور نویسنده کتاب مدت 25سال ازکودتا28مرداد 1332 تا انقلاب 22بهمن 1357 است
در تاریخ سیاسی 25 ساله ایران - جلد 1
· 13 سال پیش
0 نفر